سيد على اكبر برقعى قمى

23

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

لها زورة فى كلّ عام و تارة * تمرّ شهور الحول لا نتجمع وصال و صد لا لشيء سوى انها * على خلق الدنيا تجود و تمنع و متوفّى 576 . ارتّ : با فتح همزه و راى بىنقطهء مشدّد مردى را گويند كه به شيوايى سخن نكند و در سخن كردن درمانده باشد و زن را رتاء گويند . و أرتّ نام پدر خبّاب بن أرتّ صحابى است . ارّجانى : با فتح همزه و تشديد راى بىنقطه منسوب است به ارّجان « 1 » . ياقوت گفته كه : « آن از شهرهاى فارس است » . و قاضى ابو بكر ناصح الدّين احمد بن محمّد بن حسين ارّجانى فقيه و شاعر و متوفّى 544 بدان منسوب است . گويند : « 2 » در هر روز هشت بيت نظم كرد . و دربارهء شعر خود كه ( از طبع فقيهانه‌اش تراويده ) گفته است : أنا اشعر الشعراء غير مدافع * فى العصر او أنا أفقه الشعراء شعرى إذا ما قلت دونه الورى * بالطبع لا بتكلّف الا لقاء كالصوت فى قلل الجبال إذا على * للسمع هاج تجاوب الاصداء أرحبى : با فتح همزه و سكون راى بىنقطه و فتح حاى حطّى منسوب است به ارحب كه پدر تيره‌اى از قبيلهء همدان است . و ارحب مرد وسيع الصدر ( سينه‌چاك ) را گويند و از اين تيره است ايّوب بن مطعم ارحبى صحابى ( كه در صد و پنجاه‌سالگى پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم را ديدار كرد و ابياتى خواند ) و نيز يزيد بن قيس ارحبى از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام و عامل او در رى و همدان و اصفهان بود و در جنگ صفّين دليريها كرده و خطبه‌ها خوانده است و نصر ابن مزاحم در كتاب صفّين آنها را نوشته است . أرزنى : با همزهء مفتوح و راى بىنقطهء ساكن و زاى نقطه‌دار مفتوح منسوب است به ارزن . ياقوت گفته كه : « آن شهرى است در ارمنستان » . « 3 » و ابو محمّد يحيى بن محمّد ارزنى در طبقهء اديبان و نحويان و خوشنويسان و صاحب كتاب مختصر در نحو و متوفّى 415 و اين دو بيت حكيمانه از اوست : إن من احوجك الدهر إليه * و تعلقت به هنت عليه ليس يصفو ود من واخيته * ان تعرضت لشيء فى يديه و نيز سلامة بن اسماعيل ارزنى از علماى اماميّه و مؤلّف كتاب غيبت و كتاب مقنع در فقه و متوفّى 339 بدان منسوبند . أرطاة : با همزهء مفتوح و راى بىنقطهء ساكن نام درختى است ميوه‌دار و ميوهء آن هم چون عنّاب است .

--> ( 1 ) - ارجان : نام شهرى است در ناحيت فارس در آخر حدّ فارس از جانب خوزستان ، ارجان معرّب ارگان . به لغت اهل مغرب نوعى بادام كوهى است و حكيم مؤمن در كتاب تحفهء خود آن را لوزالبربر گفته ، و به كسر همزه به معنى بازداشتن ستور از علف . ( 2 ) - ارجانى : و در شهرت ارجانى ، نام چند تن ديگر از اعلام را ذكر كرده‌اند ، از جمله : ابو عبد اللّه محمّد بن احمد بن ابراهيم بن ماسك الارّجانى در شمار مشايخ مشهور به زهد و ورع و دقايق حقايق است . ( 3 ) - ارزن : شهرى در ناحيّت ارمينيه و اين همان است كه آن را ارزن الروم يا ارزنة الروم خوانند ، و نيز موضعى ميان شيراز و كازرون به سى فرسخى شيراز كه به دشت ارزن مشهور است ( لغتنامه / دهخدا : 5 / 1812 ) .